پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۳

دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود

من از آن عارف‌ترم کاین بت حجاب من شود

عشقِ‌ کافر بین، که می‌گوید عجب دارم اگر

چار دفتر شرح یک حرف از کتاب من شود

وصل باقی می‌توانم تا ابد بیدار دید

گر فنای ذاتیم یک لحظه خواب من شود

من به این سوزی که در دل دارم از شرم گناه

گر به یاد من فتد دوزخ کباب من شود

گر شب وصل تو طول روز محشر باشدش

آن قدر نبود که صرف اضطراب من شود

مستیم خمخانه خالی کرد و شورش برنخاست

گردش چشمی مگر جام شراب من شود

با دل بی‌عشق اگر فیّاض از دنیا روم

راحت فردوس در عقبی عذاب من شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۵آیینه از عکس رخ یارم گلستان می‌شود
  2. شمارهٔ ۴۱۶چندان که از تو جور و جفا کم نمی‌شود
  3. شمارهٔ ۴۱۷من اگر می نخورم پیش رود!
  4. شمارهٔ ۴۱۸هلاک همچو منی خشم و کین نمی‌خواهد
  5. شمارهٔ ۴۱۹نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد
  6. شمارهٔ ۴۲۰ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد
  7. شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد
  8. شمارهٔ ۴۲۲بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.