پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد

هر سر مو زاضطرابم چون رگ دل می‌جهد

آنچنان آمادة زخمم که هر گه در خیال

یاد آن مژگان کنم، خون از رگ دل می‌جهد

بسکه می‌پیچد غبار خاطرم بر دود آه

گردباد از شرم من منزل به منزل می‌جهد

می‌نهد عمدا به قصد سینة من در کمان

هر خدنگی کز کمان غمزه غافل می‌جهد

قتل عاشق دهشتی دارد که از تأثیر آن

تا ابد دل در بر شمشیر قاتل می‌جهد

درد بیمار تب غم را مداوا مشکل است

ای طبیب اینجا مرا نبض و ترا دل می‌جهد

می‌جهد از بزم ما پیوسته فیّاض از هراس

آن چنان کز صحبت دیوانه عاقل می‌جهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد
  2. شمارهٔ ۴۲۲بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
  3. شمارهٔ ۴۲۳شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
  4. شمارهٔ ۴۲۴نمی‌خواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
  5. شمارهٔ ۴۲۵خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
  6. شمارهٔ ۴۲۶به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید
  7. شمارهٔ ۴۲۷چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۲۸چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.