پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۷

چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار می‌آید

که هر گه در خرام آید بدین رفتار می‌آید

نگاهم جیب و دامن پر گل از رخسار او برگشت

به آیینی که پنداری کس از گلزار می‌آید

خیالت هر شب آید بر سر بالین و ننشیند

مگر شرمش ز پاس دیدة بیدار می‌آید!

دلا زهرِ نگاه او غنیمت دان که این مرهم

برای زخم بندی‌ها ترا در کار می‌آید

دمی در سایة دیوار او فیّاض عشرت کن

که روزی آفتابت بر سر دیوار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۹از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۳۰چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید
  3. شمارهٔ ۴۳۱اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۴۳۲وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۴۳۳چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
  6. شمارهٔ ۴۳۴عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید
  7. شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید
  8. شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.