پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۵

به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید

سر نیشی به رگ آبلة دل نرسید

ره سودای سر زلف تو بی‌پایانست

هیچ اندیشه درین راه به منزل نرسید

کِشتة طالع ما را چه خطر پیش آمد

که برون کرد سر از خاک و به حاصل نرسید!

بحر عشق است و در او موج خطر بسیارست

کس درین لجّه به جز موج به ساحل نرسید

موجة خون شهیدان ز سر چرخ گذشت

این قدر بود که بر دامن قاتل نرسید

دست و تیغ تو ز بس وقف تماشایی بود

نوبت فرصت نظّاره به بسمل نرسید

بر غلط بخشیت ای چرخ همین نکته بس است

که عطاهای تو یک بار به قابل نرسید

این کهن جامة دنیا که طرازش ز فناست

تا که دیوانه نیفکند به عاقل نرسید

ورق خاطر فیّاض غلط در غلط است

نظر مرد برین صفحة باطل نرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید
  2. شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
  3. شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
  4. شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
  5. شمارهٔ ۴۴۱ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید
  6. شمارهٔ ۴۴۲کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
  7. شمارهٔ ۴۴۳در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ
  8. شمارهٔ ۴۴۴بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.