پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۴

بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار

چشم صراحی سفید گشت ز بس انتظار

قرب وی و بعد من چیست چو با هم شدیم

ما و سر زلف او هر دو سیه روزگار

کوی تو بگذارد و جای کند در بهشت

هر که نفهمید ننگ، هر که ندانست عار

بهر شکار دلِ کیست که با صد فریب

دام سیه کرده باز طرّة پرتاب یار؟

فصل خط یار شد نالة فیّاض کو!

مستی بلبل خوش است خاصه به وقت بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۶ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوش‌تر
  2. شمارهٔ ۴۴۷از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر
  3. شمارهٔ ۴۴۸چون غنچه‌ام دلی است ولی کار بسته‌تر
  4. شمارهٔ ۴۴۹لب گرم شکوه بود که گردید دیده‌تر
  5. شمارهٔ ۴۵۰به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
  6. شمارهٔ ۴۵۱زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
  7. شمارهٔ ۴۵۲خجل شد از سرشکم خاطر افسردهٔ اخگر
  8. شمارهٔ ۴۵۳ای در سر از داغ توام هر لحظه سودای دگر
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.