پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۹

لب گرم شکوه بود که گردید دیده‌تر

شد ناشنیده شکوة ما ناشنیده‌تر

گفتیم چشم او به فسون رام ما شود

این آهوی رمیده دگر شد رمیده‌تر

واماندگان ناله ز دنبال می‌رسند

ای آه، گرم کرده عنان را کشیده‌تر

در تنگنای هستی خود ما خزیده‌ایم

گر ممکن است خواهم ازین هم خزیده‌تر

تا کی مکیدن جگر خویش، بعد ازین

خواهم لب تو از جگر خود مکیده‌تر

پر شورش است عرصه همانا که بوده است

زین پیش بزم هستی ازین آرمیده‌تر

فیّاض ضعف پیری و بار گران عشق

پشتِ خمیده پشتِ کمانی خمیده‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۱زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
  2. شمارهٔ ۴۵۲خجل شد از سرشکم خاطر افسردهٔ اخگر
  3. شمارهٔ ۴۵۳ای در سر از داغ توام هر لحظه سودای دگر
  4. شمارهٔ ۴۵۴بیا به مجلس و کام دل از شراب برآور
  5. شمارهٔ ۴۵۵ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر
  6. شمارهٔ ۴۵۶سایه‌ای ساقی به جرم توبه از ما وامگیر
  7. شمارهٔ ۴۵۷حرفم از فکر سر زلرفی پریشانست باز
  8. شمارهٔ ۴۵۸فانوسِ شمع کشتة دل شو نهان بسوز
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.