پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۸

فانوسِ شمع کشتة دل شو نهان بسوز

خاموش چون شرار دل سنگ، جان بسوز

تا سایة غرور نیفتد ترا به سر

بال هما به مجمرة آشیان بسوز

پایی سبک رکاب کن، از خاک، جان برآر

بنمای یک کرشمه و هفت آسمان بسوز

پرتو ز شمع مهر نیفتد بخاک ما

بر کشتگان خویش گذر کن روان بسوز

بر هم زن از غبار عدم عرصة وجود

آتش برآر از دل و هر دو جهان بسوز

شب‌ها که در سراغ خودی در خیال‌ها

از من نشان خویش بگیر و نشان بسوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۰گرچه پیرم هست در دل ذوق تأثیرم هنوز
  2. شمارهٔ ۴۶۱نگشتم ایمن ازین چرخ کینه‌خواه هنوز
  3. شمارهٔ ۴۶۲ویران دل و تو در دل ویرانه‌ای هنوز
  4. شمارهٔ ۴۶۳قدر درویشی نمی‌دانی به سلطانی گریز
  5. شمارهٔ ۴۶۴هستی دنیا و بال جان غمناکست و بس
  6. شمارهٔ ۴۶۵بس که نالیدم نه قوّت ماند در من نه نفس
  7. شمارهٔ ۴۶۶عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس
  8. شمارهٔ ۴۶۷رحمش نمی‌آید به من چندانکه می‌سوزم نفس
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.