پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

بس که نالیدم نه قوّت ماند در من نه نفس

مردم، ای فریادرس آخر به فریادم برس

نارسا جان بر لبم از نارسائی‌های اوست

یک سر مژگان رساتر کن نگاه نیم‌رس

نه حریف رفتن و نه قابل برگشتنم

حیرت این راه بر من بسته راه پیش و پس

می‌رسانیدم به جایی خویش را هر نوع بود

گر به بال ناله‌ای بودی نفس را دست رس

نه معین گله‌بانم نه مهیای شکار

تا به کی هر سو دویدن چون سگ هرزه مرس

غیرت صیّاد گو زین تنگ ترکن بند را

ورنه زور بال و پر خواهد شکستن این قفس

من درین مستی خدا داند چه آید بر سرم

محتسب گر بی‌خبر باشد خبر دارد عسس

همّت ار یاری کند راه فنا پر دور نیست

می‌توان این راه را رفتن به پرواز نفس

پرورش تا کی دهم در سینه این تخم امل

تربیت تا کی کمنم بر چهره این رنگ هوس!

می‌توانم کرد فریادی ولی از نارسی

شرمم از فریاد می‌آید هم از فریاد رس

عمرها شد بر سر کوی تو می‌نالم چنین

گر نمی‌گویی چرا؟ یکدم بگو آخر که بس

می‌توانم گشت بر گرد سرش اما چه شد

هر نفس صد ره به گرد شهد می‌گردد مگس

نورسی ای طفل و باشد در مذاق عاشقان

جلوه‌های نو رسان چون میوه‌های پیش رس

من دمی فیّاض صد ره گشتمی گرد «رهی»

اختیار کس اگر می‌بود اندر دست کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷رحمش نمی‌آید به من چندانکه می‌سوزم نفس
  2. شمارهٔ ۴۶۸بلهوس گر نیستی دور از کنار یار باش
  3. شمارهٔ ۴۶۹کوی عشق است درین بیشه بداندیشه مباش
  4. شمارهٔ ۴۷۰نگردید آشنای می لب از خویشتن مستش
  5. شمارهٔ ۴۷۱خرد گو بیم کمتر ده که آزادم ز تأییدش
  6. شمارهٔ ۴۷۲به گوش درد دلم گاه گاه می‌رسدش
  7. شمارهٔ ۴۷۳شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش
  8. شمارهٔ ۴۷۴ترحّم از نظر افتادگان چشم مخمورش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.