پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۰

نگردید آشنای می لب از خویشتن مستش

دل پیمانه خون شد ز انتظار بوسة دستش

به ناخن تازه دارم زخم تیرش را که می‌خواهم

در ایّام جدایی یادگاری باشد از شستش

پریشان کردن دل چون صبا آواره‌ام دارد

کمند طرّه‌ای کو، تا کند یک باره پا بستش

نه تنها می پرستانند از زاهد دل آزرده

دل تسبیح هم سوراخ سوراخست از دستش

مرنج از طعنة دشمن گر افتادی ز پا فیّاض

که باشد سربلند آن سر که عشق او کند پستش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۲به گوش درد دلم گاه گاه می‌رسدش
  2. شمارهٔ ۴۷۳شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش
  3. شمارهٔ ۴۷۴ترحّم از نظر افتادگان چشم مخمورش
  4. شمارهٔ ۴۷۵چمن گر نسخه خواهد می‌کند آن چهره تحریرش
  5. شمارهٔ ۴۷۶این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش
  6. شمارهٔ ۴۷۷کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش
  7. شمارهٔ ۴۷۸آن غنچه که کس هیچ ندیدست دهانش
  8. شمارهٔ ۴۷۹باز با عشق تو محکم می‌کنم پیمان خویش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.