پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۵

چمن گر نسخه خواهد می‌کند آن چهره تحریرش

بهار ار گم شود زان خط توان برداشت تصویرش

چرا حکم قضا نافذ نباشد در جگر کاوی

به بال ناوک مژگان خوبان می‌پرد تیرش

به دل کاوی چه شوخی‌هاست پیکان‌های نازش را

که می‌گرید به حال زخم داران زخم زهگیرش

نهان با من خیال کنج چشمش حرف‌ها دارد

که بوی خون صد اندیشه می‌آید ز تقریرش

خرابی‌های عشقم آن قدر سرمایه بخشیدست

که گر عالم شود ویران توانم کرد تعمیرش

مزاج عشوه کام خویش می‌خواهد چه غم دارد

که خون کوهکن می‌جوشد از سرچشمة شیرش

به غفلت خفتگان عزّت از خواری خطر دارند

فراموش ار شود خواب عدم مرگست تعبیرش

به زندان خانة زلفش مگر روشن تواند شد

به خورشید قیامت چشم روزن‌های زنجیرش

کباب مصرع صائب توان فیّاض گردیدن

که از بوی کباب افتد به فکر زخم نخجیرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۷کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش
  2. شمارهٔ ۴۷۸آن غنچه که کس هیچ ندیدست دهانش
  3. شمارهٔ ۴۷۹باز با عشق تو محکم می‌کنم پیمان خویش
  4. شمارهٔ ۴۸۰چمنِ جلوه‌گری از قد رعنای تو خوش
  5. شمارهٔ ۴۸۱قدر سنبل بشکند چون واکند گیسوی خویش
  6. شمارهٔ ۴۸۲هوا خوش است و حریفان باغ دوشادوش
  7. شمارهٔ ۴۸۳دلی در سینه دارم مست و مدهوش
  8. شمارهٔ ۴۸۴بر دوخته نرگس نظر از شرم نگاهش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.