پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۴

بر دوخته نرگس نظر از شرم نگاهش

گل سایه نینداخته بر طرف کلاهش

تا شاهد بی‌جرمی قاتل شود ای کاش

با خون شهیدان بنویسند گناهش

سخت است که تا دامن محشر بنشیند

این گرد که برخاسته از دامن راهش

این روز سیه قسمت امروزی من نیست

عمری است نظر کرده مرا چشم سیاهش

مهر تو که سر از دل من روز ازل زد

در خاک ابد ریشه دوانیده گیاهش

رفت از ستم چشم تو رم کردن دل‌ها

خون می‌شود اکنون به سر تیر نگاهش

تا خورد لبش بادة خون دل فیّاض

بر عارض گل طعنه زند چهرة ماهش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۶به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش
  2. شمارهٔ ۴۸۷ای به درگاه تو واله هم عوام و هم خواص
  3. شمارهٔ ۴۸۸ای جهانی به عبودیّت خاصت مختصّ
  4. شمارهٔ ۴۸۹منم به یاد تو آسوده از نعیم ریاض
  5. شمارهٔ ۴۹۰ای در ایجاد سماوات وجود تو غرض
  6. شمارهٔ ۴۹۱گریه بی‌خون دلم رنگی ندارد در بساط
  7. شمارهٔ ۴۹۲سخن به وادی انصاف کرده راه غلط
  8. شمارهٔ ۴۹۳شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.