پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۳

شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ

خوش رفت روزگار و نکردیم هیچ حظّ

باد مراد آفت ما شد درین محیط

رفتیم بر کنار و نکردیک هیچ حظّ

جستیم بهر سوختن از عشق یک شرار

دوزخ شد این شرار و نکردیم هیچ حظّ

حظّی است اضطراب نوید قدوم یار

غافل رسید یار و نکردیم هیچ حظّ

گفتیم در بهار توان دادِ عیش داد

کردیم صد بهار و نکردیم هیچ حظّ

بی‌رونقی بود مزة کار و بار عشق

رونق گرفت کار و نکردیم هیچ حظّ

گفتیم نخل عمر مگر بار نو دهد

دردا که ریخت بار و نکردیم هیچ حظً

عشقست و ناامیدی و صد عیش جاودان

گشتیم امیدوار و نکردیم هیچ حظّ

امشب که بود حرف تو فیّاض در میان

طی شد سخن هزار و نکردیم هیچ حظّ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۵امشب غریب نوسفری می‌کند وداع
  2. شمارهٔ ۴۹۶عالم رود ز طنطنة نور در سماع
  3. شمارهٔ ۴۹۷آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع
  4. شمارهٔ ۴۹۸نماند با مژة من غبار گریة شمع
  5. شمارهٔ ۴۹۹نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ
  6. شمارهٔ ۵۰۰با این همه گل‌ها که عیانست درین باغ
  7. شمارهٔ ۵۰۱بهرزه سلسله بر هم نمی‌زند آن زلف
  8. شمارهٔ ۵۰۲خورشید بر فروزد از آتش تب عشق
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.