پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۹

نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ

همچو شمع از خون گرم شعله، تر دارم دماغ

بسکه از تاب رخش اجزای مجلس گرم بود

امشب از خاکستر پروانه روشن شد چراغ

در سر زلف تو تا محو گرفتاری شدم

طفل اشک از غیرت من می‌خورد خون فراغ

اخترم از پردة نه آسمان تابد چنان

کز ته فانوسِ پیراهن فروزان شمع داغ

راه گم می‌کرد بوی پیرهن از اضطراب

جذبة یعقوبش از خود گر نمی‌دادی سراغ

تا فروغ چهره‌اش افکند پرتو در چمن

می‌توان کردن تماشای گل از دیوار باغ

گل ز خندیدن دهن ننهاد بر هم بسکه بود

از نوازش‌های دیروز تو امشب تر دماغ

لوح عاشق ساده می‌باید، بلی زیبنده نیست

لاله‌های داغ را جز سینة بی‌کینه راغ

غیر را دعویّ همچشمیّ فیّاض ابلهی‌ است

اوج عنقا از کجا و جلوة پرواز زاغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۱بهرزه سلسله بر هم نمی‌زند آن زلف
  2. شمارهٔ ۵۰۲خورشید بر فروزد از آتش تب عشق
  3. شمارهٔ ۵۰۳گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک
  4. شمارهٔ ۵۰۴بدین نشاط که رفتیم ناتوان در خاک
  5. شمارهٔ ۵۰۵از سر گذشتگان را تاج و کمر مبارک
  6. شمارهٔ ۵۰۶به تابم روز از بی‌تابی اشک
  7. شمارهٔ ۵۰۷چون کند میل سواری در قبال نیمرنگ
  8. شمارهٔ ۵۰۸حدیثی بر زبان هر دم ز هر باب آورد بلبل
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.