پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۷

آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع

بس که می‌سوزد در آتش رشتة جانم چو شمع

چون چنار از خو برآرم آتش و سوزم تمام

آتش از کس عاریت کردن نمی‌دانم چو شمع

در من از اعجاز عشقت جمع شد شادی و غم

در لباس گریه عمری شد که خندانم چو شمع

بس که گرم گریه گشتم در شب هجران تو

در گرفت از اشک من هر تار مژگانم چو شمع

مردِ‌ جمعیّت نیم فیّاض تا کی روزگار

بهر آسایش کند هر دم پریشانم چو شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۹نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ
  2. شمارهٔ ۵۰۰با این همه گل‌ها که عیانست درین باغ
  3. شمارهٔ ۵۰۱بهرزه سلسله بر هم نمی‌زند آن زلف
  4. شمارهٔ ۵۰۲خورشید بر فروزد از آتش تب عشق
  5. شمارهٔ ۵۰۳گر هوس آلوده باشد دامان حسن است پاک
  6. شمارهٔ ۵۰۴بدین نشاط که رفتیم ناتوان در خاک
  7. شمارهٔ ۵۰۵از سر گذشتگان را تاج و کمر مبارک
  8. شمارهٔ ۵۰۶به تابم روز از بی‌تابی اشک
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.