پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۶

به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش

متانت کو که بی‌تابانه گردد گرد تمکینش

به داغ بیکسی هرگز نمی‌سوزد کسی را دل

به بیماری که یاد دوست باشد شمع بالینش

به جرم لاغری فتراکش از من سر نمی‌پیچد

هنوز از مشت خونی می‌توانم کرد رنگینش

چه دارد مهربانی‌ها بجز نامهربانی‌ها

دعاگوی ویم آخر که می‌ترسم زنفرینش

چه شوخی‌های فهم است اینکه چون بر وی غزل خوانم

به مدح گوشة ابرو کند نشنیده تحسینش

چه پروای شکار چون منی آن چین ابرو را

پری در دام دارد موج‌های زلف پرچینش

چه می‌خواهد ز جان من سر زلف سمن سایش

چه می‌گوید به خون من کف دست نگارینش

غبارم در کمین اضطرابی خفته می‌خواهم

که شوخی‌ها کند تکلیف دولتخانة زینش

«رهی» را بنده شد فیّاض از بس فیض خدمت‌ها

در اندک مدّتی گردید خدمتگار دیرینش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۸ای جهانی به عبودیّت خاصت مختصّ
  2. شمارهٔ ۴۸۹منم به یاد تو آسوده از نعیم ریاض
  3. شمارهٔ ۴۹۰ای در ایجاد سماوات وجود تو غرض
  4. شمارهٔ ۴۹۱گریه بی‌خون دلم رنگی ندارد در بساط
  5. شمارهٔ ۴۹۲سخن به وادی انصاف کرده راه غلط
  6. شمارهٔ ۴۹۳شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ
  7. شمارهٔ ۴۹۴چون شوقم از اضطراب محظوظ
  8. شمارهٔ ۴۹۵امشب غریب نوسفری می‌کند وداع
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.