پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۱

گریه بی‌خون دلم رنگی ندارد در بساط

بی من آه و ناله با هم کی نمایند اختلاط

آن سبکروح غم عشقم که دایم می‌کند

گریه بی من انقباض و ناله با من انبساط

گر دل درد آشنای من نبودی در میان

عشق را و حسن را با هم نبودی ارتباط

کرده‌ام تا بوده‌ام در انقلاب روزگار

دوستی‌ها با ملال و دشمنی‌ها با نشاط

من مهیّا می‌کنم اسباب حسرت ورنه نیست

سینه را بی‌سعی من سامان آهی در بساط

من جنونم، می‌زنم خود را به دریا بی‌درنگ

عقل گو بنشین که تا کشتی بسازد احتیاط

هول فردای قیامت گر ندارم دور نیست

کرده‌ام با تار زلفش عمرها مشق صراط

گر نه بهر دیدن روی تو باشد کی کند

اشک خونین با سر مژگان عاشق اختلاط!

غم مخور فیّاض دنیا قابل تعمیر نیست

در ره سیل فنا کردند طرح این رباط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۳شد عمر صرف کار و نکردیم هیچ حظّ
  2. شمارهٔ ۴۹۴چون شوقم از اضطراب محظوظ
  3. شمارهٔ ۴۹۵امشب غریب نوسفری می‌کند وداع
  4. شمارهٔ ۴۹۶عالم رود ز طنطنة نور در سماع
  5. شمارهٔ ۴۹۷آب گردید استخوان در عشق جانانم چو شمع
  6. شمارهٔ ۴۹۸نماند با مژة من غبار گریة شمع
  7. شمارهٔ ۴۹۹نیست غم گر بادة صافم نباشد در ایاغ
  8. شمارهٔ ۵۰۰با این همه گل‌ها که عیانست درین باغ
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.