پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۹

باز با عشق تو محکم می‌کنم پیمان خویش

آتشی می‌افکنم در دین و در ایمان خویش

منّتی دارم که درد من نمی‌داند کسی

ورنه می‌کُشتند بی‌دردانم از درمان خویش

زین پریشانی که از زلف تو در جان منست

تا قیامت کرده‌ام فکر سر و سامان خویش

وصل اگر با غیر باشد کنج تنهایی گزین

از بهشت دیگران به گوشة زندان خویش

حیرتی دارم که درد دل چرا ناگفته ماند

من که در هر ناله پیدا می‌کنم پنهان خویش

ملک عشقست این و در وی بندگی فرمانرواست

می‌کند اینجا رعیّت ناز بر سلطان خویش

غربتش گاهی به چاه و گه به زندان می‌برد

ورنه یوسف هم عزیزی بود در کنعان خویش

یوسفیم و خویش را در چاه می‌رانیم ما

ما نمی‌بینیم کس را غیر خود اخوان خویش

دل نمی‌سازد به ما بی‌وعدة دیدار دوست

ورنه می‌سازیم ما و دیده با حرمان خویش

زین سفر این مایه حسرت‌ها که ما را سود شد

تا قیامت پای ما و گوشة دامان خویش

حسرت عالم ز دل بیرون رود فیّاض را

گر رسد یک دم به یاد خان عالیشان خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۱قدر سنبل بشکند چون واکند گیسوی خویش
  2. شمارهٔ ۴۸۲هوا خوش است و حریفان باغ دوشادوش
  3. شمارهٔ ۴۸۳دلی در سینه دارم مست و مدهوش
  4. شمارهٔ ۴۸۴بر دوخته نرگس نظر از شرم نگاهش
  5. شمارهٔ ۴۸۵ای مشرب خوشت به جهان یادگار عیش
  6. شمارهٔ ۴۸۶به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش
  7. شمارهٔ ۴۸۷ای به درگاه تو واله هم عوام و هم خواص
  8. شمارهٔ ۴۸۸ای جهانی به عبودیّت خاصت مختصّ
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.