پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۱

قدر سنبل بشکند چون واکند گیسوی خویش

نرخ جان بندد چو آرایش نماید موی خویش

سر به گردون از چه رو ساید ز خوبی آفتاب

گرنه در آیینة روی تو بیند روی خویش؟

موج عنبر از سر نسرین و سنبل می‌گذشت

شب که نکهت بر چمن می‌بیخت از گیسوی خویش

داشت در بیهوشی عشقش سرم را در کنار

برندارم سر از آن از سجدة زانوی خویش

در محبّت یک سر مو عجز و صد عالم هنر

کوهکن شد رنجه از سرپنجة بازوی خویش

در حریم نکهتت کی باد هم ره می‌برد

غنچه سان در شیشه می‌داری گلاب بوی خویش

همنشین چون تویی فیّاض کی خواهد شدن

من که در مجلس به تنگم دایم از پهلوی خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۳دلی در سینه دارم مست و مدهوش
  2. شمارهٔ ۴۸۴بر دوخته نرگس نظر از شرم نگاهش
  3. شمارهٔ ۴۸۵ای مشرب خوشت به جهان یادگار عیش
  4. شمارهٔ ۴۸۶به این شوخی که دارد پی بهار جلوه رنگینش
  5. شمارهٔ ۴۸۷ای به درگاه تو واله هم عوام و هم خواص
  6. شمارهٔ ۴۸۸ای جهانی به عبودیّت خاصت مختصّ
  7. شمارهٔ ۴۸۹منم به یاد تو آسوده از نعیم ریاض
  8. شمارهٔ ۴۹۰ای در ایجاد سماوات وجود تو غرض
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.