پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

ترحّم از نظر افتادگان چشم مخمورش

تبسّم از نمک پروردگان لعل پر شورش

چه اهمالست ساقی را نمی‌داند،‌ نمی‌بیند

که مستی در خمار افتاده است از چشم مخمورش

چه رسم احتیاط است این نگهبانان نازش را

که در صد پرده از رنگ حیا دارند مستورش

ز بس پیشش نیاز عالمی بر خاک می‌غلتد

چرا بی‌باک و بی‌پروا نباشد ناز مغرورش؟

به دل‌ها آن گل نورسته پر نزدیک می‌گردد

خدایا در دل نیکان تودار از چشم بد دورش

چه قانونیست یارب مطرب بزم محبّت را

که خون آغشته خیزد نغمة شادی ز طنبورش

هزاران فیض در رندیست مردان مجرّد را

اگر زاهد نفهمیدست باید داشت معذورش

فروغ بی‌زوال آفتاب عشق را نازم

که دایم در لباس سایه جولان می‌کند نورش

ترا گر نیست تاب صحبت فیّاض شوریده

به من بگذار این دیوانه را، من دانم و شورش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش
  2. شمارهٔ ۴۷۷کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش
  3. شمارهٔ ۴۷۸آن غنچه که کس هیچ ندیدست دهانش
  4. شمارهٔ ۴۷۹باز با عشق تو محکم می‌کنم پیمان خویش
  5. شمارهٔ ۴۸۰چمنِ جلوه‌گری از قد رعنای تو خوش
  6. شمارهٔ ۴۸۱قدر سنبل بشکند چون واکند گیسوی خویش
  7. شمارهٔ ۴۸۲هوا خوش است و حریفان باغ دوشادوش
  8. شمارهٔ ۴۸۳دلی در سینه دارم مست و مدهوش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.