پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش

محبّت نشئة سرشارش و دیوانگی شورش

کدامین باده ساقی در قدح دارد دگر امشب

که با هر قطره می‌جوشد به دعوی خون منصورش

دلم در محفلی پروانة شمع تجلّی شد

که در معمورة ایمن نه موسی بود و نه طورش

دل از پای ملخ عرض تجمّل در نظر دارد

در آن وادی که از وحشت سلیمانی است هر مورش

دلی کز چین زلفی گوشة آسایشی دارد

تواند ناز کردن تا ابد بر چین و فغفورش

ظفر در ناتوانی‌هاست مردان ره دل را

چرا فرهاد می‌نازد بدین بازوی پر زورش

ز روح حافظم فیّاض این فیض است ارزانی

که تربت تا ابد از فیض معنی باد پر نورش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵چمن گر نسخه خواهد می‌کند آن چهره تحریرش
  2. شمارهٔ ۴۷۶این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش
  3. شمارهٔ ۴۷۷کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش
  4. شمارهٔ ۴۷۸آن غنچه که کس هیچ ندیدست دهانش
  5. شمارهٔ ۴۷۹باز با عشق تو محکم می‌کنم پیمان خویش
  6. شمارهٔ ۴۸۰چمنِ جلوه‌گری از قد رعنای تو خوش
  7. شمارهٔ ۴۸۱قدر سنبل بشکند چون واکند گیسوی خویش
  8. شمارهٔ ۴۸۲هوا خوش است و حریفان باغ دوشادوش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.