پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

خرد گو بیم کمتر ده که آزادم ز تأییدش

به فتوای جنون دیگر نخواهم کرد تقلیدش

جنون در لجّه‌ای آواره دارد کشتی شوقم

که بیم صد خطر می‌جوشد از هر موج امیدش

من و سیر گلستانی که هنگام خزان در وی

توانم میوة خورشید چید از سایة بیدش

به خون عیش شستم دست خواهش اندر آن کشور

که ماتم می‌برد گلگونه از رخسارهٔ عیدش

صفای باطن صافی‌دلان باده از ما پرس

که با خشت سر خم فارغم از جام جمشیدش

فلک گر در غبار خاطر ما دامن آلاید

به آب صبح نتوان شست گرد از روی خورشیدش

ز آباد دو عالم کرده خوش ویرانهٔ غم را

بنازم همّت فیّاض و این اندازهٔ دیدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش
  2. شمارهٔ ۴۷۴ترحّم از نظر افتادگان چشم مخمورش
  3. شمارهٔ ۴۷۵چمن گر نسخه خواهد می‌کند آن چهره تحریرش
  4. شمارهٔ ۴۷۶این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش
  5. شمارهٔ ۴۷۷کمر به کشتن من بسته خال گوشة چشمش
  6. شمارهٔ ۴۷۸آن غنچه که کس هیچ ندیدست دهانش
  7. شمارهٔ ۴۷۹باز با عشق تو محکم می‌کنم پیمان خویش
  8. شمارهٔ ۴۸۰چمنِ جلوه‌گری از قد رعنای تو خوش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.