پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

هستی دنیا و بال جان غمناکست و بس

نعمت آسودگی در خلوت خاکست و بس

موج دریای فنا سیلی به گردون می‌زند

پیش این سیلاب عالم مشت خاشاکست و بس

هیچ کس را در جهان جز دامن آلوده نیست

دامن پاکی که دیدم دامن خاکست و بس

ما شهادت دوستان در بند کاکل نیستیم

آنچه از ما می‌برد دل زلف فتراکست و بس

منّتی بر ما ندارد سایة ابر بهار

کشت ما پروردة مژگان نمناکست و بس

هر صفایی حسن نبود، هر هوایی عشق نیست

عشق چشم پاک و خوبی دامن پاکست و بس

یک سخن فیّاض گفتم: عشق فانی گشتن است

لیک فهم این سخن در بند ادراکست و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس
  2. شمارهٔ ۴۶۷رحمش نمی‌آید به من چندانکه می‌سوزم نفس
  3. شمارهٔ ۴۶۸بلهوس گر نیستی دور از کنار یار باش
  4. شمارهٔ ۴۶۹کوی عشق است درین بیشه بداندیشه مباش
  5. شمارهٔ ۴۷۰نگردید آشنای می لب از خویشتن مستش
  6. شمارهٔ ۴۷۱خرد گو بیم کمتر ده که آزادم ز تأییدش
  7. شمارهٔ ۴۷۲به گوش درد دلم گاه گاه می‌رسدش
  8. شمارهٔ ۴۷۳شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.