پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

رحمش نمی‌آید به من چندانکه می‌سوزم نفس

من تنگ‌تر سازم نفس او تنگ‌تر سازد قفس

من خود فتادم از نفس، یکم دم نگفتی ناله بس

مردم من ای فریادرس، فریادرس، فریادرس

در هجر آن روی چو مه و زیاد آن زلف سیه

در دیده می‌غلتد نگه در سینه می‌پیچد نفس

کس خود نمی‌داند کیم حیران چنین بهر چیم

من آنکه بودم خودنیم، چون من مبادا هیچ‌کس

من رهروی‌ام ناتوان وامانده‌ای از کاروان

افتاده دور از همرهان، گم کرده آواز جرس

آن چین زلف مشک بیز آن کاکل مرغوله ریز

بسته است بر من در گریز این راه پیش آن راهِ پس

در وادی عشق و جنون در من نمی‌گیرد فسون

از خانه کی آید برون، ترسد اگر دزد از عسس!

هر چند در فقر و فنا هستم غریب و بی‌نوا

با کس ندارم التجاوز کس ندارم ملتمس

از بس که نالیدی چونی و ز بس که جوشیدی چو می

کشتی تو ما را، تا به کی! فیّاض بس فیّاض بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹کوی عشق است درین بیشه بداندیشه مباش
  2. شمارهٔ ۴۷۰نگردید آشنای می لب از خویشتن مستش
  3. شمارهٔ ۴۷۱خرد گو بیم کمتر ده که آزادم ز تأییدش
  4. شمارهٔ ۴۷۲به گوش درد دلم گاه گاه می‌رسدش
  5. شمارهٔ ۴۷۳شرابم عشوة یارست و ساغر چشم مخمورش
  6. شمارهٔ ۴۷۴ترحّم از نظر افتادگان چشم مخمورش
  7. شمارهٔ ۴۷۵چمن گر نسخه خواهد می‌کند آن چهره تحریرش
  8. شمارهٔ ۴۷۶این روضه که وقفست بر اغیار نعیمش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.