پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

ویران دل و تو در دل ویرانه‌ای هنوز

این خانه شد خراب و تو در خانه‌ای هنوز

ما را به آشنائیت امید طرفه بود

بیگانه هم شدیم و تو بیگانه‌ای هنوز

آخر گمان صبر ز ما از دلت نرفت

معلوم می‌شود که چه جانانه‌ای هنوز

یک سوختن جزای محبّت نمی‌شود

ای شعله در تلافی پروانه‌ای هنوز

در غارت نظاره چه از حسن کم شود

عالم به جرعه مست و تو خمخانه‌ای هنوز

ای سبزة دیار محبت چه آفت است

عالم تمام سبز و تو دردانه‌ای هنوز

فیّاض حرف وصل دلیرانه می‌زنی

معلوم می‌شود که تو دیوانه‌ای هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴هستی دنیا و بال جان غمناکست و بس
  2. شمارهٔ ۴۶۵بس که نالیدم نه قوّت ماند در من نه نفس
  3. شمارهٔ ۴۶۶عاشق یاریم اما نام یار ما مپرس
  4. شمارهٔ ۴۶۷رحمش نمی‌آید به من چندانکه می‌سوزم نفس
  5. شمارهٔ ۴۶۸بلهوس گر نیستی دور از کنار یار باش
  6. شمارهٔ ۴۶۹کوی عشق است درین بیشه بداندیشه مباش
  7. شمارهٔ ۴۷۰نگردید آشنای می لب از خویشتن مستش
  8. شمارهٔ ۴۷۱خرد گو بیم کمتر ده که آزادم ز تأییدش
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.