پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

سایه‌ای ساقی به جرم توبه از ما وامگیر

تکیه بر لطف تو دارم جرم ما بر ما مگیر

انتقام توبه محتاج شفاعت کردن است

تا به پای خم نمی‌افتیم دست ما مگیر

از جنون بی‌بهره‌ای بر گرد هامون پر مگرد

پی به اصلی تا نباشد خانه در صحرا مگیر

قدر ناموس خود و عرض شریعت می‌برد

محتسب گو دست ما در گردن مینا مگیر

تر دماغی نیست با بوی گل داغ جنون

این گلاب هوش‌پرور از گل سودا مگیر

موج طوفان بلا راهی به ساحل می‌برد

گو خطر، بر کشتی ما ره درین دریا مگیر

خویش را نادان گرفتن مایة آسودگی‌ست

گر زنادانان نباشی خویش را دانا مگیر

دوستان با هم نشینند و غیار از جا شوند

گر تو این فرصت نداری در دل ما جا مگیر

لذّت دنیا همین فیّاض امیدش خوش است

از فلک کام دل خود می طلب، اما مگیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸فانوسِ شمع کشتة دل شو نهان بسوز
  2. شمارهٔ ۴۵۹گم شدم از عالم امّا گم نشد نامم هنوز
  3. شمارهٔ ۴۶۰گرچه پیرم هست در دل ذوق تأثیرم هنوز
  4. شمارهٔ ۴۶۱نگشتم ایمن ازین چرخ کینه‌خواه هنوز
  5. شمارهٔ ۴۶۲ویران دل و تو در دل ویرانه‌ای هنوز
  6. شمارهٔ ۴۶۳قدر درویشی نمی‌دانی به سلطانی گریز
  7. شمارهٔ ۴۶۴هستی دنیا و بال جان غمناکست و بس
  8. شمارهٔ ۴۶۵بس که نالیدم نه قوّت ماند در من نه نفس
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.