پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

چون غنچه‌ام دلی است ولی کار بسته‌تر

خون گشته تر ز غنچه و زنگار بسته‌تر

شیرازه بگسلم چو گل از ننگ تا به کی!

چون غنچه دل به صحبت هر خار بسته‌تر

بیم گشایشم گرة خاطرست آه

چون غنچه هر نفس شودم کار، بسته‌تر

دل را تعلّقات به مستی فزوده است

زنگار بسته‌ای شده ز نگار بسته‌تر

ای آنکه لاف عشق زنی با هزار کار

دل بسته‌ای به یار و به اغیار بسته‌تر

نام خداست بر لب و دل بستة هوا

گر بت شکسته شد شده زنّار بسته‌تر

صبح عدم که طبل رحیل فنا زنند

کس از برهنگان نبود بار بسته‌تر

بر دامن تو روز جزا رنگ خون ما

باشد زرنگ چهرة گلنار بسته‌تر

فیّاض جان نثار «رهی» کن که گفته است

«مفت گشادگی چو شود کار بسته‌تر»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
  2. شمارهٔ ۴۵۱زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
  3. شمارهٔ ۴۵۲خجل شد از سرشکم خاطر افسردهٔ اخگر
  4. شمارهٔ ۴۵۳ای در سر از داغ توام هر لحظه سودای دگر
  5. شمارهٔ ۴۵۴بیا به مجلس و کام دل از شراب برآور
  6. شمارهٔ ۴۵۵ای دل طریقِ نیستی از من به یاد گیر
  7. شمارهٔ ۴۵۶سایه‌ای ساقی به جرم توبه از ما وامگیر
  8. شمارهٔ ۴۵۷حرفم از فکر سر زلرفی پریشانست باز
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.