پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۸

تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید

گردش چشمی که امشب زاهد از پیمانه دید

تا ابد از ذوق مستی یاد هشیاری نکرد

جانب هر کس که چشم مست او مستانه دید

تا نمی‌سوزی تمامی کی تلافی می‌شود

این همه گرمی که امشب شمع از پروانه دید

چشم او بیگانه است اما نگاهش آشناست

آشنایی می‌‌توان از مردم بیگانه دید

بادة شوق تو نه فیّاض را بی‌تاب داشت

هر که لب تر کرد ازین می خویش را دیوانه دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
  2. شمارهٔ ۴۴۱ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید
  3. شمارهٔ ۴۴۲کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
  4. شمارهٔ ۴۴۳در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ
  5. شمارهٔ ۴۴۴بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار
  6. شمارهٔ ۴۴۵باز هر سو موج ابری جلوه‌گر دارد بهار
  7. شمارهٔ ۴۴۶ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوش‌تر
  8. شمارهٔ ۴۴۷از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.