پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۰

هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید

هر که را در دل تو باشی گُل به کف دارد نبوید

هر کجا قدّ تو باشد سرو را قمری نخواهد

هر کجا روی تو باشد حرف گل بلبل نگوید

گل اگر روی تو بیند اینقدر بر خود نچیند

باد اگر زلف تو بوید طرة سنبل نبوید

گر نه چون کوی تو باشد در چمن گلبن نخیزد

گرنه با یاد تو باشد سرو در گلشن نروید

هر که را دوزخ تو باشی از بهشت آسوده باشد

هر که را دنیا تو باشی دست از عقبا بشوید

گر نه با یاد تو باشد در بهشت آتش ببارد

گر نه بی‌روی تو باشد گلبن از دوزخ بروید

گر صبا پیچد به زلفت راه بیرون شد نیابد

ور نسیم آید به کویت جانب گلشن نپوید

بگذر از خود گر هوای وصل او در سینه داری

هر که خود را گم نسازد در میان او را نجوید

بر سر لطف است با فیّاض امشب چشم مستش

هر چه می‌خواهد بخواهد هر چه می‌گوید بگوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۲کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
  2. شمارهٔ ۴۴۳در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ
  3. شمارهٔ ۴۴۴بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار
  4. شمارهٔ ۴۴۵باز هر سو موج ابری جلوه‌گر دارد بهار
  5. شمارهٔ ۴۴۶ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوش‌تر
  6. شمارهٔ ۴۴۷از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر
  7. شمارهٔ ۴۴۸چون غنچه‌ام دلی است ولی کار بسته‌تر
  8. شمارهٔ ۴۴۹لب گرم شکوه بود که گردید دیده‌تر
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.