پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ

نعوذ بالله اگر جز در تو هست معاذ

زمانه را نبود جز به سایة تو پناه

سپهر را نبود جز به درگه تو لواذ

به غیر امر ترا نیست در جهان جریان

به غیر حکم ترا نیست در زمانه نفاذ

به کام هر که شناسای لذّت ابدیست

به غیر نام ترا نیست در جهان الذاذ

ز رنج و راحت دنیا چه رنگ عاقل را

چو رفتنی است هم آلام اوست به ز تلاذ

درین مضیق نه کس را ز ظلمت استخلاص

درین مغاره نه کس را ز حیرت استنقاذ

نمی‌رسیم به جایی ز کاهلی فیّاض

اعاذنا کرم المستعاذ منه اعاذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار
  2. شمارهٔ ۴۴۵باز هر سو موج ابری جلوه‌گر دارد بهار
  3. شمارهٔ ۴۴۶ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوش‌تر
  4. شمارهٔ ۴۴۷از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر
  5. شمارهٔ ۴۴۸چون غنچه‌ام دلی است ولی کار بسته‌تر
  6. شمارهٔ ۴۴۹لب گرم شکوه بود که گردید دیده‌تر
  7. شمارهٔ ۴۵۰به جرم اینکه لب یار شد مسخّر ساغر
  8. شمارهٔ ۴۵۱زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگر
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.