پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۹

حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید

از لب امروز گوشم نغمة فردا شنید

خو به تنهایی چنان کردم که در شب‌های غم

می‌توان از آشیانم نالة عنقا شنید

چشم پر حرف تو امشب گفت در گوش دلم

هر چه خواهد از لب خاموش من فردا شنید

گر به یاد ناله آرم عالمی پر می‌شود

آنچه گوش ناشنو زان لعل ناگویا شنید

پاسبان شد مضطرب امشب چو در زندان غم

نالة زنجیر من از دامن صحرا شنید

آشنا با حرف عاشق نیست غیر از گوش یار

درد دل در پیش مردم کردم او تنها شنید

رمز عشق و عاشقی فیّاض جز با کس نگفت

در جهان هر کس سرود این نغمه را از ما شنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۱ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید
  2. شمارهٔ ۴۴۲کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
  3. شمارهٔ ۴۴۳در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ
  4. شمارهٔ ۴۴۴بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار
  5. شمارهٔ ۴۴۵باز هر سو موج ابری جلوه‌گر دارد بهار
  6. شمارهٔ ۴۴۶ز شیرین بود خسرو خوشدل و فرهاد از آن خوش‌تر
  7. شمارهٔ ۴۴۷از نسیم خط دلم را بیقراری بیش‌تر
  8. شمارهٔ ۴۴۸چون غنچه‌ام دلی است ولی کار بسته‌تر
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.