پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۴

عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید

گاهی امید هست که غافل توان رسید

گم‌گشتگی کرشمة رهبر نمی‌کشد

گر بگذری ز جاده به منزل توان رسید

چندین مچین به خویش که گر بگذری ز خویش

یک مشت خون به دامن قاتل توان رسید

عصیان اگر کنی ز خدا بی‌خبر مباش

گاهی به حق ز وادی باطل توان رسید

با تن هوای صحبت پاکان صواب نیست

گر بشکتنی سفینه به ساحل توان رسید

دیوانه از کجا و حریم ادب کجا

آنجا به پای مردم عاقل توان رسید

هرگز گمان مبر که به عشرتگه قبول

بی‌رنج راه و طیّ منازل توان رسید

زحمت مکش که صحبت دیدار و دیده نیست

آنجا عجب اگر به دلایل توان رسید

زخمی دوست کم نبود از شهید غیر

گر نه بکشتة تو به بسمل توان رسید

گر بوسة کفش ندهد دست، چون قلم

گاهی به دست بوس انامل توان رسید

فیّاض اگر عنایت برقی رسا بود

از سبزة امید به ساحل توان رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید
  2. شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید
  3. شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
  4. شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
  5. شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
  6. شمارهٔ ۴۴۱ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید
  7. شمارهٔ ۴۴۲کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
  8. شمارهٔ ۴۴۳در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.