پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۳

چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید

زبان بستم که قفل سینه از گفتار نگشاید

ز دین برگشته را از کفر هم کامی نشد حاصل

گره کز سبحه در دل ماند از زنّار نگشاید

نسیمت گر به گلشن وا کند دکّان عطّاری

ز خجلت غنچه رخت خویشتن از بار نگشاید

پریشان خودم دارد سر زلفی که از غیرت

متاع خویش در هر کوچه و بازار نگشاید

به این آشفتگی‌ها همّت فیّاض را نازم

که یک ساعت گره از گوشة دستار نگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید
  2. شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید
  3. شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید
  4. شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
  5. شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
  6. شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
  7. شمارهٔ ۴۴۱ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید
  8. شمارهٔ ۴۴۲کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.