پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۲

وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید

ازو صد شیوه می‌آید ولی این فن نمی‌آید

بهاری این چنین و در قفس من بی‌خبر از گل

به بخت من صبا هم گاهی از گلشن نمی‌آید

به آن دل آبروی ناله‌ها بردم چه دانستم

که ناخن‌گیری از مومست از آهن نمی‌آید

چه شد عمریست کز تحریک موج گریة خونین

محیطم شب به طوف دورة دامن نمی‌آید

وفاداری از آن بدخو تمنّا داشتم عمری

چه دانستم که کار دوست از دشمن نمی‌آید

مرا زاهد به دین می‌خواند و کافر به ترسایی

به غیر از عاشقی کار دگر از من نمی‌آید

دلم فیّاض در عشق بتان از جوش ننشیند

ز آتش مردن آید، لیک افسردن نمی‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۴عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید
  2. شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید
  3. شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید
  4. شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید
  5. شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
  6. شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
  7. شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
  8. شمارهٔ ۴۴۱ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.