پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید

یک لحظه هم شکایت ما می‌توان شنید

بوی کباب شرح غم سوختن کند

درد دلم ز باد صبا می‌توان شنید

ناموس حسن می‌رود از یک نگه به باد

گر نشنوی ز من ز حیا می‌توان شنید

گاهی که خنده بر لب او موج می‌زند

بوی شکفتگی ز هوا می‌توان شنید

پیغام دلشکستگی ماست سر به سر

گوش ارکنی به ناله صدا می‌توان شنید

از دشمنان چه می‌شنوی حرف دوستی!

ما بی‌غرض‌تریم ز ما می‌توان شنید

گفتن چه حاجتست و نگفتن چه مانعست

جایی که گوش هست ادا می‌توان شنید

زاهد اگر نمی‌شنوی از زبان من

عذر گناه من ز قضا می‌توان شنید

فیّاض آرزوی جفا می‌کند ز تو

این نیست، خود حدیث وفا، می‌توان شنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
  2. شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
  3. شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
  4. شمارهٔ ۴۴۱ازین غیرت مرا آه از دل ناشاد می‌روید
  5. شمارهٔ ۴۴۲کجا رویم که ما را تو ملجایی و ملاذ
  6. شمارهٔ ۴۴۳در دل ز بس به عشق تو غم‌ها شود لذیذ
  7. شمارهٔ ۴۴۴بر سر شیشه نبود پنبه، که بی‌روی یار
  8. شمارهٔ ۴۴۵باز هر سو موج ابری جلوه‌گر دارد بهار
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.