پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید

دلم ز وادی حیرت به در نمی‌آید

هزار مرحله طی کرده‌ایم در هر گام

غنیمت است که این ره به سر نمی‌آید

غرض تسلّی شوق است از تمنّی وصل

اگر نه کام ز دیدار بر نمی‌آید

تنک دلان تو در بندْ این نپندارند

کدام کار ز آه سحر نمی‌آید!

مدام می کش و سرخوش نشین چو من فیّاض

کدام روز که خون از جگر نمی‌آید!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
  2. شمارهٔ ۴۳۴عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید
  3. شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید
  4. شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید
  5. شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید
  6. شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
  7. شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
  8. شمارهٔ ۴۴۰هر که مشتاق تو باشد گِل به سر دارد نشوید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.