پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید

قبا ز پیرهن او به تنگ می‌آید

به کاوش مژه کوه غمی ز جا کندم

که پای تیشه در آنجا به سنگ می‌آید

مرا چنین که به جان باختن شتابی هست

چرا به قتل من او را درنگ می‌آید!

چه غم ز تلخی ایّام غم مرا که مدام

شکر ز مصر لبت تنگ تنگ می‌آید

دلم ز یاد رخ او شکفته شد فیّاض

ز عکس بر رخ آیینه رنگ می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۴۳۳چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
  3. شمارهٔ ۴۳۴عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید
  4. شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید
  5. شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید
  6. شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید
  7. شمارهٔ ۴۳۸تا قیامت خویشتن را از خرد بیگانه دید
  8. شمارهٔ ۴۳۹حرف عقبا را دل آگاهم از دنیا شنید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.