پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۸

چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید

که موج باده در چشمم دم شمشیر می‌آید

ندانم بر زبان حرف که دارد کلک تقریرم

ولی دانم که بوی خون ازین تقریر می‌آید

به جرم از طاعتم امّیدواری بیشتر باشد

که از سعی آنچه ناید از تو ای تقصیر می‌آید

به این تلخی به امیّد تو عمر جاودان خواهم

که می‌گوید که هرگز عاشق از جان سیر می‌آید!

زرنگ ناله آثار سرایت می‌توان دانست

تو زودآ ای نفس بر لب که قاصد دیر می‌آید

چه شد امروز اگر غیر از گریبان نیست در دستم

که فردا دست جیب آموزِ دامنگیر می‌آید

چو احوال دل دیوانه در تحریر می‌آرم

صریر خامه‌ام چون نالة زنجیر می‌آید

جوانی کرده ضایع کی به پیری می‌رسد جایی

که بی‌ایوار کمتر کاری از شبگیر می‌آید

به خون خوردن بدل شد میل شیر آن طفل را لیکن

هنوزش از لب خونخواره بوی شیر می‌آید

چنانم روز روشن بی‌رخ او دشمن جان شد

که می‌پندارم از روزن به چشمم تیر می‌آید

به فتراک نگاهش موج خون همنشینان بین

به مهمان رفته پنداری که از نخجیر می‌آید

توان با بی‌نیازی پوست از گردون بر آوردن

در آن بیشه که این آهوست کمتر شیر می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۰چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۳۱اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۴۳۲وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید
  4. شمارهٔ ۴۳۳چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
  5. شمارهٔ ۴۳۴عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید
  6. شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید
  7. شمارهٔ ۴۳۶تا کی ز غیر حرف وفا می‌توان شنید
  8. شمارهٔ ۴۳۷آن شوخ که بی‌خواب و خمارش نتوان دید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.