پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶

به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید

به هر جا روی خوش بینم رخ او یاد می‌آید

تو برگ گل به این نازک‌دلی‌ها، چون روا داری!

که آید از دلت کاری که از فولاد می‌آید

نباشد حسرت شیرین لبان را چاره جز مردن

به گوشم این صدا از تیشة فرهاد می‌آید

کدامین غنچه را امشب دگر بند قبا بازست

که خوش بوی گل از تحریک موج باد می‌آید

از آن زخمی که روزی بر سر از بیداد شیرین خورد

هنوز از رخنه‌های بیستون فریاد می‌آید

چه سان خواهد کسی داد دل خود از سر زلفی!

که از هر عقده بوی خون صد بیداد می‌آید

چه بهبودی توان فیّاض دیدن از چنین عمری

که هر روزی که آید روز پیشین یاد می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۸چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۲۹از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید
  3. شمارهٔ ۴۳۰چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۳۱اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۴۳۲وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۴۳۳چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
  7. شمارهٔ ۴۳۴عمدا اگر به یاد تو مشکل توان رسید
  8. شمارهٔ ۴۳۵به دلم تیرنگاهی ز تو غافل نرسید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.