پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۲

بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد

پیچد چو زلف دست به رخسار او نهد

ترسم درازدستی آن زلف خیره را

آخر مباد سلسله در پای او نهد!

آخر به کام خال شدی، صد هزار حیف

با هندویی برای چه کس رو به رو نهد!

تبخاله می‌زند لب ساغر هزار جای

لب بر لب شراب گر آن تندخو نهد

کس تا ابد دگر سخن تازه نشنود

فیّاض مهر اگر به لب گفتگو نهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۴نمی‌خواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
  2. شمارهٔ ۴۲۵خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
  3. شمارهٔ ۴۲۶به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۲۷چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۲۸چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۲۹از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید
  7. شمارهٔ ۴۳۰چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۳۱اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.