پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۴

نمی‌خواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید

گرفتم دیده روشن کرد، بی‌رویش چه کار آید!

گل روی بتان را سبزة خط در عقب باشد

بلی در گلستان حسن، گل پیش از بهار آید

ز بوی نو بهارم مرغ دل در اضطراب آمد

جنونم بگسلد زنجیرها چون گل به بار آید

ز هجر می خزان چهرة ما رنگ بر رنگ است

بهار نشئه‌ای کو تا به گلگشت خمار آید

ز خواری می‌توان عزّت‌طلب شد غم مخور فیّاض

که این بی‌اعتباری‌ها به کار اعتبار آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۶به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۲۷چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار می‌آید
  3. شمارهٔ ۴۲۸چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۲۹از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۳۰چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۳۱اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۴۳۲وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۴۳۳چو بلبل خاطرم از گفتن بسیار نگشاید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.