پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید

غبار صبح به چشمم چو گرد سرمه درآید

ز کبریای جمال تو چشم اشک‌فشان را

بر آفتاب گشاییم و ذرّه در نظر آید

به زخم تیر نگاه تو تا به حشر اسیران

نهند مرهم کافور و زهر سوده برآید

خوشا سرایت بیداد عشق کز اثر آن

شکاف چاک گریبان به دامن جگر آید

به زیر منّت تکلیف سرمه چند نشینم

خوش آنکه سر زده گرد رهش به دیده درآید

ز فیض نشو و نما در بهارِ گریة مستان

سزد که سبزة مینای باده تا کمر آید

مکن به چرخ پی نیک و بد مجادله فیّاض

زمان عیش سرآمد زمان غصّه سرآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
  2. شمارهٔ ۴۲۶به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید
  3. شمارهٔ ۴۲۷چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار می‌آید
  4. شمارهٔ ۴۲۸چنانم بزم عشرت بی‌لبش دلگیر می‌آید
  5. شمارهٔ ۴۲۹از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آید
  6. شمارهٔ ۴۳۰چو رشک رخنه‌گرِ نام و ننگ می‌آید
  7. شمارهٔ ۴۳۱اگر دو روز از آن کو خبر نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۴۳۲وفاداری از آن ترک شکار افکن نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.