پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۸

هلاک همچو منی خشم و کین نمی‌خواهد

چنین شکار ضعیفی کمین نمی‌خواهد

ز یک اشارة ابرو به مدّعای توام

هلاکم این همه چین حبین نمی‌خواهد

تراست حسن به کام و مراست عشق تمام

که گفته است که آن تو این نمی‌خواهد!

اسیر دام هوس باد آن گرانجانی

که تیر ناز ترا دلنشین نمی‌خواهد

هوای زلف و رخ تست بر سر فیّاض

که رام کفر نگردید و دین نمی‌خواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۰ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد
  2. شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد
  3. شمارهٔ ۴۲۲بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
  4. شمارهٔ ۴۲۳شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
  5. شمارهٔ ۴۲۴نمی‌خواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
  6. شمارهٔ ۴۲۵خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
  7. شمارهٔ ۴۲۶به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید
  8. شمارهٔ ۴۲۷چو بینم کبک، یادم جلوة دلدار می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.