پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۷

من اگر می نخورم پیش رود!

ور کنم توبه کس از من شنود!

دل زاهد شود آزرده، بهست

که دل نازکی آزرده شود

راست چون موی برون آید اگر

توبه چون خون به رگ من بدود

من و رندی و تو و زهد و ریا

هر کسی کشتة خود می‌درود

همه شب تا سحر از حسرت حور

زاهد بیهده تنها غنود

دام تزویر فرو چیده ولی

غیر احمق که به او می‌گرود!

با تو گفتم بد زاهد فیّاض

حرف خوب است که بیرون نرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۹نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد
  2. شمارهٔ ۴۲۰ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد
  3. شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد
  4. شمارهٔ ۴۲۲بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
  5. شمارهٔ ۴۲۳شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
  6. شمارهٔ ۴۲۴نمی‌خواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
  7. شمارهٔ ۴۲۵خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
  8. شمارهٔ ۴۲۶به یاد آن قامتم از دیدن شمشاد می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.