پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۶

چندان که از تو جور و جفا کم نمی‌شود

از ما نصیب مهر و وفا کم نمی‌شود

چون نخل شعله ریشه در آتش دوانده‌ایم

ما را بهار نشو و نما کم نمی‌شود

با آنکه گریه هستی ما را به آب داد

یک دم غبار خاطر ما کم نمی‌شود

اسباب حسن یار چنان در فزونیند

کز پای ناز رنگ حنا کم نمی‌شود

در کشوری که بارش مژگان‌ تر بود

در چار فصل، فیضِ هوا کم نمی‌شود

هر چند دیدمت به تو مشتاق‌تر شدم

این درد جان فزا به دوا کم نمی‌شود

فیّاض ضبط دل چه کنی کاین سفال را

هر چند بشکنند صدا کم نمی‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۸هلاک همچو منی خشم و کین نمی‌خواهد
  2. شمارهٔ ۴۱۹نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد
  3. شمارهٔ ۴۲۰ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد
  4. شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد
  5. شمارهٔ ۴۲۲بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
  6. شمارهٔ ۴۲۳شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
  7. شمارهٔ ۴۲۴نمی‌خواهم که بوی پیرهن از نزد یار آید
  8. شمارهٔ ۴۲۵خوش آنکه از سفر آن غمگسار باز آید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.