پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۴

آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود

هر کجا این شیشه باشد سنگ پیدا می‌شود

نقش شیرین کرد بیدادی که شیرین هم نکرد

فتنه بهر کوهکن از سنگ پیدا می‌شود

ناله سر کن درد دل را حاجت آواز نیست

درد چون ناخن زند آهنگ پیدا می‌شود

وادی عشق آخرش دشوارتر از اولست

سنگ این ره بر سر فرسنگ پیدا می‌شود

چهرة عاشق بهاری در خزان پرورده است

بشکند یک رنگ اگر، صد رنگ پیدا می‌شود

دین و ایمان را وداعی ای مسلمانان که باز

آن فرنگی شکل شوخ و شنگ پیدا می‌شود

این چه الفت دشمنی یارب چه وحشت دوستی‌ست

میرود شاد از برم دلتنگ پیدا می‌شود

جستجوی گوهر مقصود داری در نظر

این گهر از ترک نام و ننگ پیدا می‌شود

آنچه از دستت ز ننگ دانش و فرهنگ رفت

کی بسعی دانش و فرهنگ پیدا می‌شود

ای که با آلایش تر دامنی خو کرده‌ای

در بغل آیینه داری زنگ پیدا می‌شود

گوهر فیّاض مفت از کف بدر کردی که باز

مفت خود دان گر به صد نیرنگ پیدا می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۶چندان که از تو جور و جفا کم نمی‌شود
  2. شمارهٔ ۴۱۷من اگر می نخورم پیش رود!
  3. شمارهٔ ۴۱۸هلاک همچو منی خشم و کین نمی‌خواهد
  4. شمارهٔ ۴۱۹نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد
  5. شمارهٔ ۴۲۰ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد
  6. شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد
  7. شمارهٔ ۴۲۲بر شعله آن چنان که کسی تار مو نهد
  8. شمارهٔ ۴۲۳شبی که عکس سر زلف یار در نظر آید
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.