پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۲

کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود

پر نگریم خون دل ترسم که دردی کم شود

سال‌ها در چشم ما جا داشتی سودی نداشت

گر پری با مردم این الفت کند آدم شود

شور بختی بین که بر داغ دل بی‌طاقتم

سودة الماس ریزد حسرت و مرهم شود

خاطر از برگ گل نازک‌تری داری مباد

گر وزد بر وی نسیم شکوه‌ای در هم شود

هر که را درد تو دامن‌گیر شد فیّاض‌وار

دامن بیگانه گیرد دشمن و محرم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۴آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود
  2. شمارهٔ ۴۱۵آیینه از عکس رخ یارم گلستان می‌شود
  3. شمارهٔ ۴۱۶چندان که از تو جور و جفا کم نمی‌شود
  4. شمارهٔ ۴۱۷من اگر می نخورم پیش رود!
  5. شمارهٔ ۴۱۸هلاک همچو منی خشم و کین نمی‌خواهد
  6. شمارهٔ ۴۱۹نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد
  7. شمارهٔ ۴۲۰ایزد به هر که عارض گل رنگ می‌دهد
  8. شمارهٔ ۴۲۱مویش وظیفة شب دیجور می‌دهد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.