پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود

غلاف غنچة گل شیشة گلاب شود

به سینه آتش مهر تو شعله زد چندان

که یاد غیر تو گر بگذرد کباب شود

نصیب کس نشود روز روشنی به جهان

اگر ستارة بخت من آفتاب شود

دلم ز جور بتان لذّتی دگر دارد

جفا به دفتر شوقم وفا حساب شود

چو بر زبان گذرد نام تیغ او فیّاض

ز خون مرا دهن زخم دل پرآب شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود
  2. شمارهٔ ۴۱۱تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود
  3. شمارهٔ ۴۱۲کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود
  4. شمارهٔ ۴۱۳دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود
  5. شمارهٔ ۴۱۴آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود
  6. شمارهٔ ۴۱۵آیینه از عکس رخ یارم گلستان می‌شود
  7. شمارهٔ ۴۱۶چندان که از تو جور و جفا کم نمی‌شود
  8. شمارهٔ ۴۱۷من اگر می نخورم پیش رود!
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.