پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۰

لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود

آب کن زهری که دل مستغنی از کوثر شود

ضعف کی از پا درآرد رهروان شوق را

نامة ما مرغ را بال و پر دیگر شود

لطف کن از چشمه‌سار تیغ چون آب حیات

قطرة آبی که کام حسرت ما تر شود

پشت بر خاکستر من داشت عمری شعله گرم

سودة اخگر کنونم مشت خاکستر شود

چشم اگر بر لاله و گل می‌گشایم بی‌رخش

هر نگه بر دیدة حسرت کشم خنجر شود

مرغ هر اندیشه نتواند به بام او پرید

جلوة پرواز اینجا دام بال و پر شود

صندل بی‌دردی ما بود عمری دردسر

بر سرم صندل کنون فیّاض درد سر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۲کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود
  2. شمارهٔ ۴۱۳دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود
  3. شمارهٔ ۴۱۴آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود
  4. شمارهٔ ۴۱۵آیینه از عکس رخ یارم گلستان می‌شود
  5. شمارهٔ ۴۱۶چندان که از تو جور و جفا کم نمی‌شود
  6. شمارهٔ ۴۱۷من اگر می نخورم پیش رود!
  7. شمارهٔ ۴۱۸هلاک همچو منی خشم و کین نمی‌خواهد
  8. شمارهٔ ۴۱۹نه همین دل در برم چون مرغ بسمل می‌جهد
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.