پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رود

رنگ از روی شراب ارغوانی می‌رود

تا جوانی نو بهار زندگانی خرّم است

چون جوانی رفت آب زندگانی می‌رود

منزلت دورست و فرصت وحشی و ره هولناک

زود باش ای خضر، عمر جاودانی می‌رود

عهد طفلی رفت و ایّام جوانی هم گذشت

پیری اینک سر به دنبال جوانی می‌رود

با سمند جذبه باشد آشنا مهمیز شوق

بوی یوسف پیش پیش کاروانی می‌رود

تکیه بر زور توانایی مکن در راه عشق

پا به پیش اینجا به زور ناتوانی می‌رود

غافلی فیّاض سخت از بی‌وفایی‌های عمر

خفته‌ای و روزگارت در امانی می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود
  2. شمارهٔ ۴۰۹کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود
  3. شمارهٔ ۴۱۰لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود
  4. شمارهٔ ۴۱۱تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود
  5. شمارهٔ ۴۱۲کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود
  6. شمارهٔ ۴۱۳دانشم حاشا که ابرِ آفتاب من شود
  7. شمارهٔ ۴۱۴آفت عاشق ز صلح و جنگ پیدا می‌شود
  8. شمارهٔ ۴۱۵آیینه از عکس رخ یارم گلستان می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.