پرش به محتوای اصلی
فیاض لاهیجی فیاض لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

دلا گم کرده‌ای خود را درآ در جستجوی خود

نیی از غنچه کم، سر در گریبان کن به بوی خود

مرا بی‌ابرو دارد فلک چون پشت آیینه

زنم در رنگ گوهر غوطه، گر در آبروی خود

پس از مردن مکن از زمزم آلوده‌ای زاهد

که چون جوهر در آب تیغ دادم شست‌وشوی خود

نمی‌رنجم اگر از سرکشی با من نمی‌سازد

که طبع شعله دارد، برنمی‌آید به خوی خود

ز رشک عارض گلگون او خون می‌خورد آتش

ولی از پختگی هرگز نمی‌آرد به روی خود

تو تا رفتی ز پیش من دگر خود را نمی‌بینم

بیا کز دوریت مردم به درد آرزوی خود

نمی‌آرد به گردون سر فرو فیّاض ما دیگر

که در آیینة همّت بلندان دیده روی خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵غیر زلف او که دوشادوش آن رو می‌رود
  2. شمارهٔ ۴۰۶هر کجا حرف لب آن یار جانی می‌رود
  3. شمارهٔ ۴۰۷کو آنکه شیونم به اثر آشنا شود
  4. شمارهٔ ۴۰۸به باغ بس که ز شرم رخت گل آب شود
  5. شمارهٔ ۴۰۹کمرده‌ام خالی دلی، خواهم دل او پُر شود
  6. شمارهٔ ۴۱۰لطف کن تلخی که جان بی‌لذّت از شکّر شود
  7. شمارهٔ ۴۱۱تخم دلخواه درین مزرعه کم سبز شود
  8. شمارهٔ ۴۱۲کم کنم شیون نمی‌خواهم که نقص غم شود
همه‌ی غزلیات ←

فیاض لاهیجی درباره‌ی فیاض لاهیجی

ملا عبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (درگذشتهٔ ۱۰۷۲ قمری) از متکلمان مسلمان و شیعه، صاحب تألیفاتی چون گوهر مراد، سرمایه ایمان و شوارق الالهام است. او و فیض کاشانی شاگرد و داماد ملاصدرا بودند. میان فیاض و فیض دوستی برقرار بود. او از فیض با احترام یاد می‌کند و گاهی با عنوان «بعض افاضل اخواننا الالهیین» نام می‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.